یک مرداب برای بدست آوردن یک نیلوفر سال ها می خوابه تا آرامش نیلوفرش بهم نخوره.
پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش حتی شده سال ها صبر کن....
***
گفتم زندگی چند بخشه؟ گفت ۲ بخشه گفتم کدامند؟ گفت کودکی و پیری گفتم پس جوانی چه شد؟
گفت با عشق ساخت با بی وفایی سوخت با جدایی مرد.
***
نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم.
***
وقتی خاطره ی آدما زیاد می شه دیوار اتاقش پر از عکس می شه ولی همیشه دلت واسه کسی تنگ می شه که نمی تونی عکسش رو به دیوار بزنی.....
***
هميشه براي کسي بخند که مي دوني به خاطر تو شاد مي شه براي کسي گريه کن که مي دوني وقتي غصه داري و اشک مي ريزي برات اشک مي ريزه براي کسي غمگين باش که در غمت شريک و عاشق کسي باش که دوستت داره..
***
كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بي اختيار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري...؟!
17:42
| طاهره
|
حرف اول
نمی دونم چرا هر وقت که می خوام بنویسم نمی تونه اونی باشه که منو ارضا کنه،یعنی به هر حال یه جوری مسیر نوشتنم عوض می شه،حالام که می خوام بنویسم راجع به چی نمی دونم؟! اما همین که غربت دلامون واشه خودش نعمتیه.
می دونی نیاز دلامون پرکشیدنه اما نه تا اوج آسمون، که تا غروب سرخ هر چی نگاه غمگینه. دلم می خواد همیشه یه پله بالاتر باشم،پله ای که منو برسونه به ابرها، جالبه نه؟ وقتی آدم زمینی باشه و بخواد آسمونی بشه، دلش زندونی قفسه های تنگ سینه اش باشه و بخواد به اون دوردورا سرک بکشه. احساس کردی که گاهی اوقات دلت دیگه تو سینه ات بند نمی شه، همون موقع که دلت می گیره، همون موقع که طاقت دلت تموم می شه، از چی یا بهتر بگم از کی؟؟! از خیلی ها،از اونایی که به دلت سنگ می زنن. فکر می کنن دلای آدما اگه بشکنه می شه یه جوری کنار هم چیدش، اما تو که خوب می دونی چینی بند زده که چینی نمی شه، دلای ما آدما که...
دلم می خواد قاصدک نگاه آدمایی که دوستشون دارم، رو طلوع بی غروب زندگی سوار شه. ابرهایی که همیشه ما رو به یاد تیکه هایی از بهشت می اندازن، همیشه یه جایی کنار دلای آسمونیمون باشن.
چتر همه اونایی شم که نمی خوان نم نم اشک های دلواپسی رو سجاده بی نیاریشون تر شه.
می بینی خواسته دلای آدما همیشه از جنس بلوره. خود ماییم که به بلور آرزوهامون شکل می دیم. جوری که به قالب آرزوهامون درآد. زندگی ما آدما رو گردونه همین آرزوهای کوچیک و بزرگ می گرده. جایی که این گردونه وایسه ما به آرزوهامون می رسیم. پس بذار همین جا دعا کنیم :
خدایا: همه ی اونایی که دلاشون آسمونیه نگاهشون بارونیه خنده هاشون بی ریاس، گریه هاشون رنگ یه دنیا شبنمه،به همه ی چیزهایی که تمنای درونیشونه برسن.
دنیای سبز دوستی ها یه دنیای بی خزونه اگه باغبون دلامون دریچه ها رو روی هجوم تردیدها ببنده، ما برای با هم بودن، به چند خط نوشته،یه شاخه گل مریم، یه عکس یادگاری و خیلی چیزای دیگه احتیاجی نداریم. برای اینکه منو تو یاد هم باشیم تنها یه خاطره هم می تونه خاطره ساز دوستی های ابدیمون باشه. خاطره ی کوچیکی از همه با هم بودن هامون. حالا دیگه تداوم دوستیمون دست خودمونه به اینکه چقدر نسبت به هم صادق باشيم، بي ريا و با ايمان.
نمي دونم كجاي راه دوستي هستم، ابتدا يا نيمه ي راه، اما هر كجا كه باشم، بذار آينده ي دوستيمون رو با اين جمله زلال كنم كه:
«دوستت دارم، دوست من!»
11:58
| طاهره
|