
يادته يه روزي بهم گفتي:هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون
که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟
گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره گفتم:
يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار گفتي:
باشه... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره
و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي
18:44 | طاهره |
