...یادگاری
گفت:می خوام برات یه یادگاری بنویسم.
گفتم:کجا؟
گفت:رو قلبت.
گفتم:مگه می تونی؟!
گفت:آره سخت نیست آسونه.
گفتم:باشه بنویس تا همیشه یادگاری بمونه.
یه خنجر برداشت...گفتم:این چیه؟!
گفت:سیس س س...ساکت شدم.
گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی؟!
خنجر و برداشت و با تیزی خنجر نوشت دوست دارم دیوونه.
اون رفت...خیلی وقته...کجا؟نمی دونم...اما...
هنوز زخم یادگاریش رو قلبم مونده...
دوست دارم دیوونه
10:36 | طاهره |
